box seat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈbɑːks siːt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): box seats

اسم — صندلی جایگاه ویژه

صندلی جایگاه ویژهصندلی لُژ

صندلی‌ای در بخش خصوصی یا محصورِ سالن نمایش یا ورزشگاه.

A seat in a private or enclosed section of a theater or stadium.

«برای اپرا یک صندلی لژ رزرو کردیم.»

We booked a box seat for the opera.

«هر صندلی جایگاه ویژه دید خوبی داشت.»

Each box seat offered a clear view.

2noun (اسم)informalplural (جمع): box seats

اسم — جایگاه عالی برای تماشا

جایگاه عالی برای تماشاموقعیت ممتاز

موقعیتی که دیدی عالی و نزدیک از رویدادها فراهم می‌کند.

A position that gives an especially good view of events.

«بالکن ما بهترین جای تماشای رژه بود.»

Our balcony gave us a box seat for the parade.

«خبرنگاران از نزدیک شاهد مذاکرات بودند.»

Reporters had a box seat for the negotiations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vantageموقعیت برتر

خنثی و کمی رسمی است. وقتی بر دیدگاه یا موقعیت مناسب تأکید شود می‌تواند جای box seat بیاید، اما معمولاً در ترکیب vantage point می‌آید و استعارهٔ صندلی تماشاگر را ندارد. در توصیف تحلیلی کاربرد دارد.

Neutral and somewhat formal. It can replace 'box seat' when emphasizing a favorable viewpoint, but it usually appears in 'vantage point' and lacks the spectator-seat metaphor. Speakers choose it for analytical descriptions.

3noun (اسم)datedplural (جمع): box seats

اسم — صندلی کالسکه‌ران

صندلی کالسکه‌ران

صندلی بلندِ راننده در جلوی کالسکهٔ اسبی.

The driver's raised seat on a horse-drawn coach.

«کالسکه‌ران روی صندلی جلوی کالسکه رفت.»

The coachman climbed onto the box seat.

«فانوسی کنار صندلی کالسکه‌ران آویزان بود.»

A lantern hung beside the box seat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000