bracer

brac·er/ˈbreɪsər/
braceto support or strengthen-erone who performs/thing that does
1noun (اسم)commonplural (جمع): bracers

اسم — نیرو بخش

نیرو بخشتقویت کنندهخنک‌کننده (نوشیدنی)

چیزی که قدرت، نشاط یا حس تازگی می‌بخشد.

Something that gives strength, vigor, or a feeling of refreshment.

«یک فنجان قهوه غلیظ می‌تواند صبح‌ها واقعاً نیرو بخش باشد.»

A cup of strong coffee can be a real bracer in the morning.

«دوش آب سرد بعد از دویدن طولانی، یک تقویت‌کننده طراوت‌بخش بود.»

The cold shower was a refreshing bracer after the long run.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tonicنیرو بخش

روزمره. 'تونیک' اغلب به معنای دارویی یا ترمیم‌کننده است که با گذشت زمان حال فرد را بهتر می‌کند، در حالی که 'bracer' به یک اثر فوری و اغلب تحریک‌کننده اشاره دارد. 'او برای خستگی‌اش یک تونیک مصرف کرد' درست است. 'یک شات ویسکی یک نیروبخش خوب بود'.

Everyday. 'Tonic' often implies a medicinal or restorative quality, making one feel better over time, while 'bracer' suggests an immediate, often stimulating, effect. 'She took a tonic for her fatigue' works. 'A shot of whiskey was a good bracer'.

stimulantمحرک

فنی/روزمره. 'محرک' به هر ماده‌ای اشاره دارد که سطح فعالیت فیزیولوژیکی یا عصبی را در بدن بالا می‌برد، که می‌تواند شامل 'bracer' نیز باشد اما یک دسته گسترده‌تر است. 'کافئین یک محرک است'. 'هوای سرد یک نیروبخش بود'.

Technical/Everyday. 'Stimulant' refers to any substance that raises levels of physiological or nervous activity in the body, which can include a 'bracer' but is a broader category. 'Caffeine is a stimulant'. 'The cold air was a bracer'.

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): bracers

اسم — بازوبند

بازوبندمچ‌بندآرشه‌بند

محافظی برای بازو، به ویژه توسط کمانداران برای محافظت در برابر زه کمان پوشیده می‌شود.

A guard for the arm, especially worn by archers to protect against the string of the bow.

«کماندار قبل از تیراندازی، بازوبند چرمی خود را محکم کرد.»

The archer fastened his leather bracer before shooting.

«بدون بازوبند، زه کمان بازویش را می‌سوزاند.»

Without a bracer, the bowstring would sting his arm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000