bp

/ˌbiː ˈpiː/
1noun (اسم)technical

اسم — فشار خون

فشار خون

کوتاه‌نوشت برای 'فشار خون'، فشار خون در سیستم گردش خون.

An abbreviation for 'blood pressure', the pressure of the blood in the circulatory system.

«پرستار فشار خون بیمار را چک کرد.»

The nurse checked the patient's BP.

«فشار خون من بعد از جلسه پر استرس کمی بالا بود.»

My BP was a bit high after the stressful meeting.

2noun (اسم)technical

اسم — سال قبل از حال

سال قبل از حالپیش از اکنون

کوتاه‌نوشت برای 'قبل از حال' (یا 'قبل از فیزیک')، که در باستان‌شناسی و زمین‌شناسی برای مشخص کردن تاریخ‌ها نسبت به سال ۱۹۵۰ استفاده می‌شود.

An abbreviation for 'before present' (or 'before physics'), used in archaeology and geology to specify dates relative to 1950.

«این اثر باستانی به ۵۰۰۰ سال قبل از حال بازمی‌گردد.»

The artifact dates back to 5000 BP.

«تاریخ‌گذاری رادیوکربن نشان داد که این مکان ۱۰,۰۰۰ سال قبل از حال مسکونی بوده است.»

Radiocarbon dating revealed the site was occupied 10,000 BP.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000