braces

brac·es/ˈbreɪsɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): braces

اسم — ارتودنسی

ارتودنسیبراکت دندان

وسایلی که روی دندان‌ها نصب می‌شوند تا آن‌ها را صاف و مرتب کنند.

Devices fixed on teeth to align and straighten them.

«او برای صاف کردن دندان‌هایش از ارتودنسی استفاده می‌کند.»

She wears braces to straighten her teeth.

«براکت‌ها باید به طور منظم تنظیم شوند.»

Braces must be adjusted regularly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000