در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سیستم نقطههای برجسته که نابینایان با لمس میخوانند
A system of raised dots used by blind people to read by touch
«او پس از از دست دادن بینایی خط بریل را یاد گرفت.»
“He learned to read braille after losing his sight.”
«کتابهای بریل در کتابخانه موجود هستند.»
“Books in braille are available at the library.”