در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رشتههایی از مو یا مواد دیگر که بافته شدهاند.
Strands of hair or other material woven together.
«او موی خود را به شکل بافت بلند داشت.»
“She wore her hair in a long braid.”
«طناب از رشتههای بافته شده ساخته شده بود.»
“The rope was made from braided strands.”
رایج در انگلیسی بریتانیایی. هممعنی braid بهخصوص برای مو.
Common in British English. Synonym of braid, especially for hair.
رشتههای مو یا مواد را با هم بافتن.
To weave strands of hair or material together.
«قبل از مدرسه موی خود را بافت.»
“She braided her hair before school.”
«آنها طنابها را محکم بافتند.»
“They braided the cords tightly.”
انگلیسی بریتانیایی. ریشهها را با هم بافتن، معمولاً مو.
British English. To weave strands together, often hair.