branchy

branch·y/ˈbræn.tʃi/
branchpart of a tree-yfull of or characterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): branchiersuperlative (عالی): branchiest

صفت — شاخه‌دار

شاخه‌دارچندشاخه

دارای شاخه‌های فراوان یا بخش‌های گسترده.

Having many branches or parts that spread out.

«درخت بلند و شاخه‌دار بود.»

The tree was tall and branchy.

«دلتا رودخانه شاخه‌دار به طور گسترده گسترش یافته است.»

A branchy river delta spreads widely.

تفاوت با واژه‌های مشابه
branchedشاخه‌دار

رایج. مترادف و معمولاً قابل جایگزینی.

Common synonym, often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000