brevity

brev·i·ty/ˈbrɛvɪti/
briefshort in duration or length-itystate or quality of
noun (اسم)formal

اسم — اختصار

اختصارکوتاهیخلاصه‌گویی

ویژگی بیان محتوا به صورت کوتاه و مختصر.

The quality of expressing much in few words; briefness.

«اختصار سخنرانی او همه را شگفت‌زده کرد.»

The brevity of his speech surprised everyone.

«او از خلاصه بودن گزارش قدردانی کرد.»

She admired the brevity of the report.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000