bricking

brick·ing/ˈbrɪkɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): brickedpast participle (مفعولی): bricked-ing (حال): bricking3rd (سوم): bricks

فعل — آجرچینی کردن

آجرچینی کردن

مصدر حال فعل brick؛ عمل چیدن آجر یا ساخت سازه آجری.

Present participle of brick; the act of laying bricks or forming brick structures.

«آنها در حال آجرچینی دیوار جدید باغ بودند.»

They were bricking the new garden wall.

«آجرچینی نیاز به دقت و مهارت دارد.»

Bricking requires precision and skill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000