در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پول یا هدیه دادن به صورت غیرقانونی به کسی برای ترغیبش به انجام کاری نادرست یا غیرقانونی.
To illegally give money or gifts to someone to persuade them to do something dishonest or illegal.
«او هنگام تلاش برای رشوه دادن به مسئول دستگیر شد.»
“He was caught trying to bribe the official.”
«آنها سعی کردند با پول به قاضی رشوه بدهند.»
“They tried to bribe the judge with money.”
پول یا هدایایی که به صورت غیرقانونی برای ترغیب کسی به انجام کاری نادرست یا غیرقانونی داده میشود.
Money or gifts given illegally to persuade someone to do something dishonest or illegal.
«سیاستمدار به قبول رشوه متهم شد.»
“The politician was accused of accepting bribes.”
«شرکتها گاهی برای گرفتن قرارداد رشوه میدهند.»
“Companies sometimes offer bribes to get contracts.”
معمولاً به معنی رشوه است، مخصوصاً پرداخت مخفی برای نفوذ. بیشتر در موقعیتهای غیررسمی کاربرد دارد.
Often used to mean a bribe, especially a secret payment to gain influence. Mostly informal contexts.
غیررسمی. به پرداخت مخفی برای دریافت امتیاز یا نفوذ اشاره میکند.
Informal. Specifically refers to a secret payment returned for favors or influence.