bright line

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/braɪt laɪn/
noun (اسم)formalplural (جمع): bright lines

اسم — مرز روشن

مرز روشنخط قرمز مشخص

مرز یا قاعده‌ای روشن و قطعی است که جای تفسیر زیادی باقی نمی‌گذارد.

A clear, definite boundary or rule that leaves little room for interpretation.

«این سیاست میان هدیه و رشوه مرز روشنی می‌کشد.»

The policy draws a bright line between gifts and bribes.

«میان هنر و طراحی مرز قطعی وجود ندارد.»

There is no bright line between art and design.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000