broadly defined

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

broad·ly de·fined/ˌbrɔːdli dɪˈfaɪnd/
broadwide in range-lyin a mannerdefinestate the meaning or limits of-edpast-participle form
phrase (عبارت)formal

عبارت — به‌طور کلی تعریف‌شده

به‌طور کلی تعریف‌شدهبا تعریف گسترده

به‌صورت کلی و بدون مرزبندی دقیق توضیح داده شده.

Described in general terms without narrow limits.

«این نقش در قرارداد به‌طور کلی تعریف شده است.»

The role is broadly defined in the contract.

«هدف‌هایشان در ابتدا با تعریف گسترده بیان شده بود.»

Their goals were broadly defined at first.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000