browse

/braʊz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): browsedpast participle (مفعولی): browsed-ing (حال): browsing3rd (سوم): browses

فعل — مرور کردن

مرور کردنگشتن

به شکلی غیررسمی یا آرام به دنبال اقلام یا اطلاعات گشتن

To look through items or information casually or leisurely.

«او در فروشگاه کتاب‌ها را مرور کرد.»

She browsed the books in the store.

«دوست دارم در فروشگاه‌های اینترنتی گشت بزنم.»

I like to browse online shops.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scanنگاه گذرا

رایج. به نگاه سریع اشاره می‌کند، بسته به بافت قابل تعویض است.

Common. Implies a quick look, can be interchangeable depending on context.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): browsedpast participle (مفعولی): browsed-ing (حال): browsing3rd (سوم): browses

فعل — چراندن

چراندن

برای حیوانات که به طور پراکنده برگ‌ها یا علف‌ها بخورند

For animals to feed by eating small amounts of leaves or grass.

«گاوها در مرتع چوپان بودند.»

The cows browsed in the pasture.

«گوسفندان روی دامنه کوه چراندند.»

Sheep browse on the hillside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grazeچراکردن

رایج. در زمینه تغذیه حیوانات تقریباً مترادف است.

Common. Almost synonymous in the context of animals feeding on plants.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000