bucked

/bʌkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): buckedpast participle (مفعولی): bucked-ing (حال): bucking3rd (سوم): bucks

فعل — مقاومت کرد

مقاومت کردپرید

گذشته فعل buck؛ هل دادن، مقاومت کردن یا پریدن ناگهانی.

Past tense of buck; to push, resist, or jump suddenly.

«اسب سوارکار را از روی خود پرتاب کرد.»

The horse bucked the rider off.

«او با قوانین جدید مخالفت کرد.»

He bucked the new rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resistedمقاومت کرد

رایج. معنی مشابه خصوصاً در مخالفت با قدرت.

Common. Similar meaning especially in contexts of opposing authority.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000