در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل buck؛ هل دادن، مقاومت کردن یا پریدن ناگهانی.
Past tense of buck; to push, resist, or jump suddenly.
«اسب سوارکار را از روی خود پرتاب کرد.»
“The horse bucked the rider off.”
«او با قوانین جدید مخالفت کرد.»
“He bucked the new rules.”
رایج. معنی مشابه خصوصاً در مخالفت با قدرت.
Common. Similar meaning especially in contexts of opposing authority.