bulging

bulg·ing/ˈbʌldʒɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bulgingsuperlative (عالی): most bulging

صفت — برآمده

برآمدهبرجسته

تورم یا بیرون‌زدگی به شکل گرد.

Swelling or sticking out in a rounded shape.

«بعد از ورزش عضلاتش برجسته شده بود.»

He had bulging muscles after working out.

«کیسه پر از هدایا بیرون زده بود.»

The bag was bulging with gifts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swollenمتورم

متداول. معنی مشابه ولی معمولاً بیان‌کننده تورم پزشکی است.

Common. Similar meaning but 'swollen' usually refers to inflammation or medical swelling.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000