bungled

bun·gled/ˈbʌŋ.gəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): bungledpast participle (مفعولی): bungled-ing (حال): bungling3rd (سوم): bungles

فعل — اشتباه انجام دادن

اشتباه انجام دادنناکام گذاشتن

کار یا وظیفه‌ای را به طور دست و پا چلفتی یا ناپخته انجام دادن؛ خراب کردن.

Carried out a task clumsily or incompetently; botched.

«کار را بد انجام داد و مجبور شد دوباره شروع کند.»

He bungled the job badly and had to start over.

«پروژه از ابتدا به بدی انجام شد.»

The project was bungled from the start.

تفاوت با واژه‌های مشابه
botchedناپخته انجام دادن

غیررسمی. انجام کاری به شیوه‌ای نامرتب یا بد؛ معمولاً قابل تعویض با bungled.

Informal. Emphasizes a clumsy or poor job; usually interchangeable with bungled.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000