butt in

/ˈbʌt ɪn/
buttto strike or push with the head or hornsininto or inside
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — در حرف کسی پریدن

در حرف کسی پریدنقطع کردن صحبت

به طور ناگهانی و از روی بی‌ادبی وارد صحبت دیگران شدن یا آنها را قطع کردن.

To interrupt a conversation rudely or abruptly by joining in without being invited.

«لطفاً وقتی دارم صحبت می‌کنم در حرفم پریدن.»

Please don't butt in when I'm talking.

«او همیشه بدون اجازه در حرف دیگران می‌پرد.»

He always butts in without being asked.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interjectدر میان حرف زدن

رسمی. می‌تواند در گفتار مودبانه یا نوشتاری جایگزین butt in شود، اما butt in غیررسمی‌تر و منفی‌تر است.

Formal. Can replace 'butt in' in polite or written contexts, but 'butt in' is more informal and negative.

interruptقطع کردن

رایج. معنای مشابه اما کمتر منفی نسبت به butt in دارد. برای هر نوع قطع صحبت استفاده می‌شود، نه لزوماً بی‌ادبانه.

Common. Similar meaning but less negative than 'butt in'. Used for any interruption, not necessarily rude.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000