calaboose

ca·la·boose/ˈkæl.ə.buːs/
noun (اسم)informal

اسم — زندان

زندانقفس زندان

اصطلاح عامیانه برای زندان یا سلول زندان.

Slang term for a jail or prison cell.

«او یک شب در زندان به خاطر رانندگی مست متوقف شد.»

He spent a night in the calaboose for drunk driving.

«مجرم در زندان قفل شد.»

The criminal was locked in the calaboose.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000