cakey

cake·y/ˈkeɪki/
cakea sweet baked dessert-yhaving quality of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): cakiersuperlative (عالی): cakiest

صفت — کیک‌مانند

کیک‌ماننددارای بافت سنگین

دارای بافت غلیظ و سنگین مانند کیک، اغلب به شکل ناخوشایند.

Having a thick, heavy texture like cake, often unpleasantly so.

«فوندانت خیلی سفت و کیک‌مانند بود و پخش کردنش سخت بود.»

The frosting was too cakey and hard to spread.

«خمیر کیک‌مانند در آمد به جای اینکه نرم باشد.»

The batter turned out cakey instead of smooth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
denseمتراکم

روزمره. به بافت ضخیم یا سنگین اشاره دارد اما کمتر مخصوص کیک است.

Everyday. Refers to thick or heavy texture but less specific to baked goods.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000