cake

/keɪk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cakes

اسم — کیک

کیک

یک نوع غذای نرم و شیرین که از مخلوط آرد، چربی، تخم مرغ، شکر و سایر مواد تهیه می‌شود، پخته شده و گاهی با خامه یا تزئینات پوشانده می‌شود.

An item of soft, sweet food made from a mixture of flour, fat, eggs, sugar, and other ingredients, baked and sometimes iced or decorated.

«او یک کیک شکلاتی خوشمزه برای مهمانی پخت.»

She baked a delicious chocolate cake for the party.

«یک تکه کیک می‌خواهید؟»

Would you like a slice of cake?

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastryشیرینی

معمول. 'Pastry' دسته‌بندی گسترده‌تری برای محصولات پخته شده با خمیر آرد، چربی و آب است، اغلب با مغز. 'Cake' نوع خاصی از شیرینی است که معمولاً شیرین‌تر و غنی‌تر است، بنابراین همیشه قابل تعویض نیستند.

Common. 'Pastry' is a broader category for baked goods made with a dough of flour, fat, and water, often with fillings. 'Cake' is a specific type of pastry, usually sweeter and richer, so they are not always interchangeable.

dessertدسر

معمول. 'Dessert' آخرین قسمت غذا است که اغلب شیرین است. 'Cake' نوعی دسر است، اما 'dessert' شامل بسیاری از شیرینی‌های دیگر مانند بستنی، میوه یا پودینگ‌ها می‌شود. در این معنی که کیک می‌تواند دسر باشد، قابل تعویض هستند.

Common. 'Dessert' is the final course of a meal, often sweet. 'Cake' is a type of dessert, but 'dessert' encompasses many other sweets like ice cream, fruit, or puddings. They are interchangeable in the sense that cake can be a dessert.

2noun (اسم)informalplural (جمع): cakes

اسم — آسان

آسانپیش پا افتاده

چیزی که انجام دادنش بسیار آسان است.

Something that is very easy to do.

«آن امتحان مثل آب خوردن بود!»

That exam was a cake!

«درست کردن این آسان است، نگران نباش.»

Fixing this is a cake, don't worry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cinchکاری آسان

غیررسمی. 'Cinch' اصطلاح غیررسمی دیگری برای کاری بسیار آسان است. اغلب زمانی استفاده می‌شود که نتیجه‌ای قطعی یا ساده باشد. در بافت‌های بسیار خودمانی قابل تعویض است.

Informal. 'Cinch' is another informal term for something very easy. It's often used when an outcome is assured or simple. Interchangeable in very casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000