call on
/kɔl ɑn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — از کسی خواستن
از کسی خواستنصدا زدن
یعنی از کسی خواستن که پاسخ دهد، صحبت کند یا کاری انجام دهد.
To ask someone to speak, answer, or do something.
«معلم از مینا خواست پاسخ بدهد.»
“The teacher called on Mina to answer.”
«رئیس جلسه از او خواست صحبت کند.»
“The chair called on him to speak.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)formal
فعل عبارتی — به دیدن کسی رفتن
به دیدن کسی رفتن
یعنی به دیدن کسی رفتن، معمولاً برای دیداری کوتاه یا رسمی.
To visit someone, especially briefly or formally.
«دیروز به دیدن عمهمان رفتیم.»
“We called on our aunt yesterday.”
«پزشک به دیدن بیمار رفت.»
“The doctor called on the patient.”