cannot make it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

can·not make it/ˈkænɑt meɪk ɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — نتوانستن آمد

نتوانستن آمدنتوانستن رسید

نتوانستن به جایی یا رویدادی رسید یا در آن حاضر شد.

To be unable to attend, arrive, or succeed in reaching a place or event.

«متأسفم، اما امشب نمی‌توانم بیایم.»

I'm sorry, but I cannot make it tonight.

«آن‌ها نمی‌توانند به جلسه برسند.»

They cannot make it to the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000