در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی خربزه با پوستی زرد و چروکیده و گوشتی شیرین، آبدار و سفید.
A variety of melon with a yellow, wrinkled rind and sweet, juicy, white flesh.
«خربزه کاسابا رسیده و آماده خوردن است.»
“The casaba melon is ripe and ready to eat.”
«او برشهای خنک کاسابا را برای دسر سرو کرد.»
“She served chilled slices of casaba for dessert.”
روزمره. «ملون» (خربزه) دسته کلی است. «کاسابا» نوع خاصی از خربزه است. وقتی نوع خاصی مهم نیست یا ناشناخته است، از «ملون» استفاده میکنید و وقتی نوع را مشخص میکنید، از «کاسابا» استفاده میکنید. «من یک خربزه خریدم» در مقابل «من یک خربزه کاسابا خریدم».
Everyday. 'Melon' is the general category. 'Casaba' is a specific type of melon. You would use 'melon' when the specific variety is not important or unknown, and 'casaba' when specifying the type. 'I bought a melon' vs 'I bought a casaba melon'.