charging

charg·ing/ˈtʃɑːrdʒɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chargedpast participle (مفعولی): charged-ing (حال): charging3rd (سوم): charges

فعل — هجوم بردن

هجوم بردنیورش بردن

حرکت سریع به سمت هدف، اغلب به صورت حمله یا با شدت.

The act of moving swiftly toward a target, often aggressively or in attack.

«سربازان به سمت دشمن هجوم بردند.»

The soldiers were charging at the enemy.

«او با عزم حرکت می‌کند.»

He is charging with determination.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attackingحمله کردن

رایج. معنی مشابه اما به حمله فیزیکی یا کلامی اشاره دارد.

Common. Similar meaning but implies physical or verbal aggression.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000