cheapened

cheap·ened/ˈtʃiːpənd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): cheapenedpast participle (مفعولی): cheapened-ing (حال): cheapening3rd (سوم): cheapens

فعل — ارزان کردن

ارزان کردنکم‌ارزش کردن

کاهش دادن ارزش، کیفیت یا بهای چیزی.

To reduce in value, quality, or worth.

«تولید انبوه کالا را ارزان کرد.»

Mass production cheapened the product.

«رسوایی اعتبار او را کم‌ارزش کرد.»

The scandal cheapened his reputation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
depreciatedکم ارزش شده

رسمی. معنی کاهش ارزش است، معمولاً برای اشیا یا پول استفاده می‌شود.

Formal. Means decrease in value, often used for objects or currency.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000