cheeked

/tʃiːkt/
cheekside of the face-edpast participle marker
adjective (صفت)common

صفت — دارای گونه ...

دارای گونه ...گونه‌دار

دارای نوع خاصی از گونه یا ویژگی صورت بودن.

Having a specified kind of cheek or facial characteristic.

«کودک با گونه‌های سرخ معمولاً سالم است.»

A red-cheeked child is often healthy.

«او گونه‌های روشن و چشمان درخشان داشت.»

She was fair-cheeked and bright-eyed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000