chicanery

chi·ca·ne·ry/ʃɪˈkeɪnəri/
noun (اسم)formal

اسم — حیله

حیلهفریبکاریحقه‌بازی

استفاده از حیله یا فریب برای رسیدن به هدف.

The use of trickery or deception to achieve a purpose.

«آن سیاستمدار به فریبکاری متهم شد.»

The politician was accused of chicanery.

«حیله‌های شرکت را افشا کردند.»

They exposed the company's chicanery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceptionفریب

رسمی. نشان‌دهنده‌ نادرستی برای فریب دیگران، معمولاً در زمینه‌های حقوقی یا سیاسی.

Formal. Implies dishonesty to trick others, often legal or political contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000