در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دستگاهی برای خنک کردن مایعات یا هوا.
A device used to cool liquids or air.
«دستگاه خنککننده، آب را سرد نگه میدارد.»
“The chiller keeps the water cold.”
«ساختمان ما از دستگاه خنککننده مرکزی برای تهویه استفاده میکند.»
“Our building uses a central chiller for air conditioning.”
متداول. معمولاً برای دستگاههای خنککننده هوا یا مایعات به جای هم استفاده میشود.
Common. Often used interchangeably for devices that cool air or liquids. E.g., a beverage cooler can be called a chiller.
کسی که آرام و خونسرد است (عامیانه).
Someone who is relaxed or 'cool' in demeanor (slang).
«او خیلی آرام است؛ هیچ چیزی او را ناراحت نمیکند.»
“He's such a chiller; nothing ever bothers him.”
«آخر هفته را فقط با چند آدم خونسرد گذراندیم.»
“We spent the weekend just chilling with some chillers.”