chirruping

chir·rup·ing/ˈtʃɪrəpɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chirrupedpast participle (مفعولی): chirruped-ing (حال): chirruping3rd (سوم): chirrups

فعل — جیرجیر کردن

جیرجیر کردنتی‌تی کردن

صداهای کوتاه و تکراری با صدای زیر مانند صدای پرنده‌ها.

Making short, repeated high-pitched sounds, like a bird’s calls.

«پرندگان صبح جیرجیر می‌کردند.»

The birds were chirruping in the morning.

«صدای جیرجیر از بیرون پنجره‌اش شنید.»

She heard chirruping outside her window.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chirpingجیرجیر کردن

روزمره. معنایی مشابه chirruping دارد، در مکالمات غیررسمی قابل تعویض.

Everyday. Basically a synonym for chirruping, interchangeable in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000