chores

/tʃɔːrz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): chores

اسم — کارهای خانه (1)

کارهای خانهوظایف روزمرهخرده‌کاری‌ها

کارهای روزمره و معمول، به ویژه کارهای خانه که باید انجام شوند.

Routine tasks, especially household tasks.

«من باید کارهایم را قبل از بازی انجام دهم.»

I have to do my chores before I can play.

«تقسیم کارهای خانه، خانه‌داری را آسان‌تر می‌کند.»

Sharing chores makes housework easier.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tasksکارها

روزمره. گسترده‌تر از 'chores' و می‌تواند به هر وظیفه یا شغلی اشاره کند. 'تکمیل کارها در محل کار' درست است، اما 'تکمیل کارهای خانه در محل کار' معمولاً درست نیست.

Everyday. Broader than 'chores' and can refer to any duty or job. 'Completing tasks at work' works, 'completing chores at work' usually doesn't.

dutiesوظایف

رسمی/روزمره. بر تعهد یا مسئولیت تأکید دارد. 'وظایف والدین' درست است، 'وظایف خانگی' هم درست است، اما 'کارهای خانه' برای وظایف روزمره رایج‌تر است.

Formal/Everyday. Emphasizes obligation or responsibility. 'Parental duties' works, 'household duties' works, but 'household chores' is more common for routine tasks.

2noun (اسم)commonplural (جمع): chores

اسم — کارهای خانه (2)

کارهای خانهوظایف روزانه

کارهای روزمره و معمول خانه که باید مرتب انجام شوند

Routine tasks or small jobs, especially around the home, that need to be done regularly

«تمام کارهای خانه‌ام را قبل از شام انجام دادم.»

I finished all my chores before dinner.

«بچه‌ها باید در انجام کارهای خانه کمک کنند.»

Kids should help with chores around the house.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tasksوظایف

رایج و کلی. می‌تواند جایگزین chores شود اما زمینه خانگی ندارد، مثلا 'وظایف خانه' در برابر 'کارهای خانه'؛ وقتی کارها لزوما خانگی نیستند استفاده می‌شود.

Common and general. Can replace 'chores' but lacks the home context — e.g., 'household tasks' versus 'chores.' Used when tasks are not necessarily domestic.

jobsکارها

غیررسمی و کلی. در صحبت روزمره می‌تواند جایگزین chores شود اما معمولا گسترده‌تر است و به هر نوع کاری اشاره دارد، نه فقط امور خانه.

Informal and general. Can replace 'chores' in casual speech but usually broader, referring to any kind of work, not just household ones.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000