chromatic

chro·mat·ic/krəˈmætɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more chromaticsuperlative (عالی): most chromatic

صفت — کروماتیک

کروماتیکرنگی

مربوط به رنگ‌ها یا استفاده از نت‌های غیرمعمول در موسیقی.

Relating to colors or using notes outside the standard scale in music.

«مقیاس کروماتیک شامل تمام دوازده نت است.»

The chromatic scale includes all twelve notes.

«نقاشی از گستره رنگی استفاده می‌کند.»

The painting uses a chromatic range.

تفاوت با واژه‌های مشابه
colorfulرنگی

روزمره. برای توصیف رنگ‌های زنده به کار می‌رود؛ کمتر در نظریه موسیقی استفاده می‌شود.

Everyday. Used to describe vivid colors; less used in music theory.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000