chromed

/kroʊmd/
adjective (صفت)common

صفت — کروم‌کاری‌شده

کروم‌کاری‌شدهجلادار کرومی

دارای پوشش یا جلای کروم براق، معمولاً روی سطوح فلزی.

Having a shiny chrome coating or finish, often on metal surfaces.

«خودرو دارای سپرهای کروم‌کاری‌شده بود که زیر نور آفتاب می‌درخشید.»

The car had chromed bumpers that sparkled in the sun.

«لوازم کروم‌کاری‌شده در موتورهای قدیمی رایج هستند.»

Chromed fixtures are common in vintage motorcycles.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000