chronic

chron·ic/ˈkrɒn.ɪk/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more chronicsuperlative (عالی): most chronic

صفت — مزمن

مزمندیرپا

مدت‌دار یا مکرر، به ویژه درباره بیماری‌ها یا مشکلات.

Lasting a long time or recurring frequently, especially of illness or problems.

«او از درد مزمن کمر رنج می‌برد.»

She suffers from chronic back pain.

«استرس مزمن می‌تواند بر سلامت شما تأثیر بگذارد.»

Chronic stress can affect your health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persistentپایدار

رایج. تأکید بر ماندگاری دارد؛ در پزشکی قابل تعویض است.

Common. Emphasizes continuing over time; often interchangeable in medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000