chromo

chro·mo/ˈkroʊmoʊ/
1noun (اسم)archaicplural (جمع): chromos

اسم — کرومولیتوگراف

کرومولیتوگرافچاپ رنگی قدیمی

یک کرومولیتوگراف، روشی قدیمی برای تولید چاپ‌های رنگی.

A chromolithograph, an old method of producing color prints.

«کلکسیونر کرومو عتیقه را با دقت نگهداری کرد.»

The collector carefully preserved the antique chromo.

«کروموها در قرن نوزدهم محبوب بودند.»

Chromos were popular in the 19th century.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lithographسنگ‌نگاره

فنی/تاریخی. 'لیتئوگراف' اصطلاحی کلی‌تر برای چاپ از سنگ یا صفحه فلزی است؛ 'کرومو' به طور خاص به لیتوگراف‌های رنگی اشاره دارد. در گفتار مدرن عموماً قابل تعویض نیستند.

Technical/historical. 'Lithograph' is a broader term for prints from a stone or metal plate; 'chromo' specifically refers to color lithographs. Not generally interchangeable in modern speech.

2adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more chromosuperlative (عالی): most chromo

صفت — کرومولیتوگرافی شده

کرومولیتوگرافی شدهرنگی

مربوط به کرومولیتوگرافی یا با استفاده از آن.

Relating to or using chromolithography.

«او رنگ‌های زنده چاپ کرومو را تحسین کرد.»

He admired the chromo print's vibrant colors.

«این هنرمند در تکنیک‌های کرومو تخصص داشت.»

The artist specialized in chromo techniques.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000