در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کمی چاق به شکل بامزه یا دلنشین
slightly fat in a cute or pleasant way
«بچه گونههای پرگوشت دارد.»
“The baby has chubby cheeks.”
«او صورتی چاق و بامزه دارد.»
“He has a chubby face.”
غیررسمی. به معنای چاق و گرد خوشایند؛ مشابه chubby.
Informal. Means pleasantly fat or round; similar use to chubby.