chumming

chum·ming/ˈtʃʌmɪŋ/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): chummedpast participle (مفعولی): chummed-ing (حال): chumming3rd (سوم): chums

فعل — طعمه‌ریزی برای ماهی‌گیری

طعمه‌ریزی برای ماهی‌گیری

ریختن طعمه در آب برای جذب ماهی.

Throwing bait into water to attract fish.

«آنها صبح را صرف ریختن طعمه برای قلاب انداختن کوسه‌ها کردند.»

They spent the morning chumming to catch sharks.

«طعمه‌ریزی به جذب ماهی‌ها نزدیک قایق کمک می‌کند.»

Chumming helps attract fish closer to the boat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
baitingطعمه گذاری

رایج. معانی مشابه؛ طعمه‌گذاری کلی است، چامینگ مخصوص ریختن طعمه در آب.

Common. Similar meaning; baiting often implies using bait generally, chumming is specific to throwing bait into water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000