اسم — کمربند اسب
بند یا کمربندی که برای محکم کردن زین روی اسب استفاده میشود.
A strap or belt used to secure a saddle on a horse.
«قبل از سواری مطمئن شو که بند اسب محکم است.»
“Check that the cinch is tight before riding.”
«اسب حرکت کرد چون بند اسب شل بود.»
“The horse shifted because the cinch was loose.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی. معادل واژه cinch برای تجهیزات اسب است.
Technical. Synonymous with cinch for horse tack.
فعل — محکم بستن
بسته یا محکم کردن چیزی، بهخصوص بند یا کمربند.
To secure or fasten tightly, especially a strap or belt.
«قبل از سوار شدن، زین اسب را محکم بست.»
“He cinches the saddle before mounting the horse.”
«مطمئن شو که بندهای کولهپشتی را سفت کردهای.»
“Make sure to cinch your backpack straps.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی درباره محکم کردن بندهاست جایگزین هم هستند.
Common. Interchangeable when referring to making straps tight.