cinches

cinch·es/sɪntʃɪz/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): cinches

اسم — کمربند اسب

کمربند اسببند اسب

بند یا کمربندی که برای محکم کردن زین روی اسب استفاده می‌شود.

A strap or belt used to secure a saddle on a horse.

«قبل از سواری مطمئن شو که بند اسب محکم است.»

Check that the cinch is tight before riding.

«اسب حرکت کرد چون بند اسب شل بود.»

The horse shifted because the cinch was loose.

تفاوت با واژه‌های مشابه
girthکمربند اسب

فنی. معادل واژه cinch برای تجهیزات اسب است.

Technical. Synonymous with cinch for horse tack.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): cinchedpast participle (مفعولی): cinched-ing (حال): cinching3rd (سوم): cinches

فعل — محکم بستن

محکم بستنبستن

بسته یا محکم کردن چیزی، به‌خصوص بند یا کمربند.

To secure or fasten tightly, especially a strap or belt.

«قبل از سوار شدن، زین اسب را محکم بست.»

He cinches the saddle before mounting the horse.

«مطمئن شو که بندهای کوله‌پشتی را سفت کرده‌ای.»

Make sure to cinch your backpack straps.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tightenسفت کردن

رایج. وقتی درباره محکم کردن بندهاست جایگزین هم هستند.

Common. Interchangeable when referring to making straps tight.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000