اسم — قطعات بریده شده
قطعات بریده شدهبرشها
قطعاتی که از گیاهان، روزنامهها یا موها بریده شدهاند.
Pieces cut off from plants, newspapers, or hair.
«او قطعات بریده شده روزنامه درباره آن رویداد را نگه داشت.»
“She saved newspaper clippings about the event.”
«باغ پر از قطعات بریده شده علفها بود.»
“The garden was full of grass clippings.”