verb (فعل)informalpast (گذشته): clownedpast participle (مفعولی): clowned-ing (حال): clowning3rd (سوم): clowns
فعل — مسخره بازی درآورد
مسخره بازی درآوردشعلهبازی کرد
رفتار احمقانه یا مسخرهوار انجام دادن معمولاً برای خنداندن دیگران.
Behaved in a silly or foolish way, often to make others laugh.
«او در مهمانی مسخره بازی درآورد.»
“He clowned around during the party.”
«بچهها برای سرگرم کردن مخاطب، حرکات احمقانه انجام دادند.»
“The kids clowned to entertain the audience.”
تفاوت با واژههای مشابه
joked— شوخی کرد
غیررسمی. مشابه است اما شوخی اغلب کلامی است و لزوما به حرکات فیزیکی اشاره ندارد.
Informal. Similar but 'joked' can be verbal only, not necessarily physical antics.