codling

cod·ling/ˈkɒdlɪŋ/
coda type of fish-lingsmall or young one
1noun (اسم)technicalplural (جمع): codlings

اسم — بچه ماهی کاد

بچه ماهی کاد

یک ماهی کوچک از نوع ماهی کاد.

A young codfish.

«ماهیگیران گاهی اوقات بچه ماهی کاد را در تورهای خود صید می‌کنند.»

Fishermen sometimes catch codling in their nets.

«بچه‌ماهی‌های کاد برای نگهداری بیش از حد کوچک هستند.»

The codling are too small to be kept.

2noun (اسم)commonplural (جمع): codlings

اسم — سیب نارس

سیب نارس

نوعی سیب کوچک و نارس که اغلب برای پخت و پز استفاده می‌شود.

A type of small, immature apple, often used for cooking.

«او از سیب‌های نارس برای درست کردن یک پای ترش استفاده کرد.»

She used codlings to make a tart pie.

«درخت پر از سیب‌های نارس کوچک و سبز بود.»

The tree was full of small green codlings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000