در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وادار کردن کسی به انجام کاری برخلاف خواستهاش با تهدید یا فشار.
To force someone to do something against their will, using threats or pressure.
«آنها با زور او را وادار به امضای قرارداد کردند.»
“They coerced him into signing the contract.”
«او مجبور شد اعتراف به جرم کند.»
“She was coerced to confess the crime.”
رسمی. وقتی منظور اجبار یا الزام است میتواند جایگزین coerce شود، مثل 'وادار به عمل کردن'. کمتر به تهدید مربوط است.
Formal. Can replace 'coerce' when implying force or obligation, e.g. 'compelled to act'. Less about threats and more about obligation.
روزمره. در بسیاری از موارد جایگزین میشود اما force کلیتر است و ممکن است به زور جسمی هم اشاره کند، در حالی که coerce فشار روانی یا قانونی است.
Everyday. Interchangeable in many contexts but 'force' is more general and can mean physical strength, while 'coerce' implies psychological or legal pressure.