cogent

co·gent/ˈkəʊdʒənt/
co-togethergentto urge or drive
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more cogentsuperlative (عالی): most cogent

صفت — متقاعدکننده

متقاعدکنندهقانع‌کننده

واضح، منطقی و قانع‌کننده؛ بسیار متقاعدکننده.

Clear, logical, and convincing; strongly persuasive.

«او استدلال بسیار قوی برای اصلاحات ارائه داد.»

She made a cogent argument for reform.

«دلیل‌های قانع‌کننده‌اش قضات را راضی کرد.»

His cogent reasoning convinced the judges.

تفاوت با واژه‌های مشابه
convincingقانع‌کننده

رایج. موقع تأکید بر قدرت استدلال جایگزین cogent می‌شود.

Common. Can replace 'cogent' when emphasizing strength of argument.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000