cogwheel

cog·wheel/ˈkɒɡ.wiːl/
cogtooth of a gearwheelcircular object rotating
noun (اسم)commonplural (جمع): cogwheels

اسم — چرخ دنده

چرخ دندهدنده چرخ

چرخ دنده‌ای که دندان‌هایی دارد و با چرخ دنده دیگر جفت می‌شود تا حرکت منتقل شود

A wheel with teeth that mesh with another gear to transmit motion

«ماشین توقف کرد چون یک چرخ دنده شکست.»

The machine stopped because a cogwheel broke.

«چرخ دنده‌ها در ساعت‌ها قدرت را منتقل می‌کنند.»

Cogwheels transfer power in clocks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gearچرخ دنده

رایج. به‌طور کلی به چرخ‌دنده اشاره دارد اگرچه گسترده‌تر از cogwheel است.

Common. Used interchangeably with cogwheel though 'gear' is broader, including wheels without teeth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000