در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نقطه پایین یا یال بین دو قله کوه.
A low point or saddle between two mountain peaks.
«برای رسیدن به دره از یال کوهستانی گذشتیم.»
“We crossed the col to reach the valley.”
«کوهنوردان در یال کوهستان استراحت کردند.»
“The hikers rested at the mountain col.”
اختصار درجه نظامی «سرهنگ».
Short for 'colonel' as a military rank abbreviation.
«سرهنگ اسمیت به پایگاه گزارش داد.»
“Col. Smith reported to the base.”
«سال گذشته به درجه سرهنگی ارتقا یافت.»
“He was promoted to Col. last year.”