col

/kɒl/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): cols

اسم — دره کوهستانی

دره کوهستانییال بین قله‌ها

نقطه پایین یا یال بین دو قله کوه.

A low point or saddle between two mountain peaks.

«برای رسیدن به دره از یال کوهستانی گذشتیم.»

We crossed the col to reach the valley.

«کوهنوردان در یال کوهستان استراحت کردند.»

The hikers rested at the mountain col.

2noun (اسم)formalplural (جمع): cols

اسم — سرهنگ (اختصار)

سرهنگ (اختصار)

اختصار درجه نظامی «سرهنگ».

Short for 'colonel' as a military rank abbreviation.

«سرهنگ اسمیت به پایگاه گزارش داد.»

Col. Smith reported to the base.

«سال گذشته به درجه سرهنگی ارتقا یافت.»

He was promoted to Col. last year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000