comas

co·mas/ˈkoʊməz/
noun (اسم)commonplural (جمع): comas

اسم — کماها

کماهاغیبوبت‌ها

حالت‌های بیهوشی عمیق که برای مدت طولانی ادامه می‌یابند و ناشی از بیماری یا آسیب هستند.

States of deep unconsciousness that last for a prolonged period, caused by illness or injury.

«چندین بیمار در بیمارستان پس از تصادف در کما بودند.»

Several patients in the hospital were in comas after the accident.

«پزشکان در تلاشند تا علل این کماهای طولانی‌مدت را درک کنند.»

Doctors are trying to understand the causes of these prolonged comas.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unconsciousnessبیهوشی

عمومی. به هر حالت ناآگاهی یا بی‌حسی اشاره دارد که می‌تواند کوتاه (مثلاً غش کردن) یا طولانی (مثلاً کما) باشد. 'کما' یک شکل خاص و شدید از 'بیهوشی' است. 'او پس از تصادف به بیهوشی رفت' درست است. 'او هفته‌ها در کما بود' شدت و مدت را مشخص می‌کند.

General. Refers to any state of being unaware or insensible, which can be brief (e.g., fainting) or prolonged (e.g., coma). 'Comas' is a specific, severe form of 'unconsciousness'. 'He fell into unconsciousness after the accident' works. 'He was in a coma for weeks' specifies the severity and duration.

stuporرخوت

رسمی/پزشکی. حالتی نزدیک به بیهوشی یا بی‌حسی، که اغلب ناشی از شوک، مواد مخدر یا بیماری است، و در آن فرد بی‌واکنش است اما به اندازه کما بیهوش نیست. 'او در یک رخوت مستی افتاده بود' درست است. 'کما یک حالت بی‌واکنشی شدیدتر و پایدارتر است'.

Formal/Medical. A state of near-unconsciousness or insensibility, often caused by shock, narcotics, or illness, where the person is unresponsive but not as deeply unconscious as in a coma. 'He lay in a drunken stupor' works. 'A coma is a more severe and sustained state of unresponsiveness'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000