come first

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kʌm fɜrst/
1phrase (عبارت)common

عبارت — در اولویت بودن

در اولویت بودنمقدم بودن

مهم‌تر از هر چیز دیگر بودن است.

To be more important than everything else.

«سلامتی تو باید در اولویت باشد.»

Your health must come first.

«اینجا ایمنی همیشه در اولویت است.»

Safety always comes first here.

2phrase (عبارت)common

عبارت — اول شدن

اول شدنمقام اول آوردن

پیش از همهٔ رقیبان مسابقه را تمام کردن است.

To finish before all other competitors.

«او در مسابقه اول شد.»

She came first in the race.

«تیم ما امسال مقام اول را آورد.»

Our team came first this year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000