در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طور معمول یا متداول؛ اغلب اوقات یا عموماً.
Frequently; usually; generally; often.
«معمولاً باور بر این است که ورزش برای سلامتی مفید است.»
“It is commonly believed that exercise is good for health.”
«آن اشتباه معمولاً توسط مبتدیان انجام میشود.»