compensator

com·pen·sa·tor/ˈkɒmpɛnˌseɪtər/
com-togetherpensto weigh, pay-atoragent, device
noun (اسم)technicalplural (جمع): compensators

اسم — جبران‌کننده

جبران‌کنندهدستگاه جبران

وسیله‌ای که اثر یک عامل را متوازن یا جبران می‌کند، مانند جبران مکانیکی یا الکتریکی.

A device or mechanism that offsets or balances an effect, such as mechanical or electrical compensation.

«جبران‌کننده تغییرات فشار در سیستم را تنظیم می‌کند.»

The compensator adjusts pressure changes in the system.

«یک جبران‌کننده حرارتی از گرم‌شدن بیش از حد جلوگیری می‌کند.»

A thermal compensator prevents overheating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000