confabulating

con·fab·u·lat·ing/kənˈfæbjʊleɪtɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): confabulatedpast participle (مفعولی): confabulated-ing (حال): confabulating3rd (سوم): confabulates

فعل — گفتگو کردن

گفتگو کردنصحبت کردن

فرآیند صحبت غیررسمی یا مکالمه داشتن.

Present participle of confabulate; to talk informally or have a conversation.

«آن‌ها درباره برنامه‌های آخر هفته خود صحبت می‌کردند.»

They were confabulating about their weekend plans.

«صحبت کردن به آن‌ها کمک کرد بیشتر با هم ارتباط برقرار کنند.»

Confabulating helped them bond more closely.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chattingگپ زدن

غیررسمی. معنی مشابه، در گفتگوهای دوستانه بکار می‌رود.

Informal. Similar meaning, used in casual conversations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000