در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل نگهداری یا در محدودهای حفظ شدن.
Able to be contained or held within limits.
«آتش قبل از گسترش قابل مهار بود.»
“The fire was containable before it spread.”
«عصبانیتشان برای مدتی قابل کنترل بود.»
“Their anger was containable for a while.”
رایج. وقتی به چیزی اشاره دارد که میتوان آن را کنترل یا محدود کرد میتواند جایگزین containable باشد.
Common. Can replace 'containable' when referring to something that can be controlled or limited.